تبلیغات
وب مدیریت منابع انسانی من

مدیریت بر مبنای هدف و عملكرد

ارسال در تاریخ : جمعه 30 تیر 1391   02:14 ب.ظ

Management by Objective and Performance
 
مدیریت بر مبنای هدف، یك نظام مدیریتی فراگیر است كه كوشش‌های كلیدی مدیران را به شیوه‌ای منطقی یكپارچه می‌كند و به گونه‌ای آگاهانه برای دستیابی اثربخش و كارآمد به هدف‌های فردی و سازمانی جهت‌گیری شده است.[1]
به رغم استفاده گسترده از مدیریت بر مبنای هدف، هنوز اتفاق نظر بر سر معنای آن وجود ندارد. عده‌ای آن را یك وسیله ارزشیابی، برخی، شیوه‌ای انگیزشی و برخی، مدیریت بر مبنای هدف را ابزار برنامه‌ریزی و نظارت می‌دانند.[2]
این روش، به وسیله پیتر دراكر در سال 1954 در كتاب تمرین مدیریت ارائه شد.[3] در همان سالها، اودریون(صاحب‌نظر مدیریت مؤسسه ماساچوست) بصورت مجزا از دراكر، مشغول بحث و بررسی  روی این موضوع بود[4]. در سال 1957 داگلاس مك‌گریگور طی مقاله‌ای روشهای سنتی ارزشیابی كه بر ویژگی‌های شخصی زیردستان استوار بود، خرده گرفت و روش تازه‌ای كه در آن زیردستان، مسئولیت تعیین هدفهای كوتاه‌مدت را بر عهده می­گیرند و این هدف‌ها را با بالادستان خود، بازنگری می‌كنند، پیشنهاد كرد. براین اساس برخی مك‌گریگور را نیز از واضعین سیستم مدیریت بر مبنای هدف می­دانند.[5]
 
فرایند
مدیریت بر مبنای هدف، به مجموعه‌ای از رویه‌های رسمی یا نسبتا رسمی اطلاق می‌شود، كه با تعیین هدف، شروع و دامنه آن تا مرز بررسی عملكردها كشیده می‌شود[6]. مدیران و زیردستان باهم همكاری می‌كنند، تا هدف‌های مشترك را تعیین نمایند. مسئولیت هر شخص به صورتی دقیق، بر حسب نتایج قابل سنجش(هدف)، تعیین می­شود، كه زیردستان به هنگام برنامه‌ریزی كارهای خود، باید آنها را بكار بندند؛ یا رعایت كنند. مدیران رده پایین و مقامات ارشد سازمان، باید پیشرفت امور را كنترل كنند. ارزیابی عملكرد به وسیله هر دو گروه، رئیس و مرئوس انجام می‌گردد و چند مدت یك‌بار، یعنی به صورت منظم، امور انجام‌شده مورد بررسی قرار می­گیرد[7].
مدیریت و برنامه‌ریزی بر مبنای هدف، برای تركیب اهداف فردی و سازمانی بكار می­رود و براین عقیده استوار است كه مشاركت توام رئیس و کارکنان در تبدیل اهداف كلی به اهداف فردی، تأثیر مثبتی بر عملكرد كاركنان دارد. فكر اصلی این نظام، این است كه تدوین و پذیرش طرفینی تمامی اهداف، تعهد قوی‌تری را در كاركنان ایجاد می­كند؛ تا اینكه سرپرست، یك جانبه هدف‌گذاری كرده، آنها را به زیردستان تحمیل كند.[8]
 
مراحل
مراحل برنامه‌ریزی بر اساس هدف و نتیجه عبارتند از:
1-   تعیین رسالت و ماموریت ها
2-   تعیین نتایج مورد انتظار
3-   تعریف شاخص های ارزیابی
4-   تعریف هدف های عملیاتی
5-   تنظیم برنامه های عملیاتی
6-   طراحی سیستم كنترل عملیات[9]
 
اركان
1.   تعهد به اجرای برنامه: در هر سطحی از سازمان مدیران متعهد می­شوند تا هدف های سازمانی و شخصی را كه در اجرای مدیریت بر مبنای هدف تعیین شده­اند، تامین نمایند. مدیران با زیردستان تشكیل جلسه می­دهند تا هدف هایی را تعیین كنند و سپس با پیشرفت كارها به صورت دائم كارهای انجام شده را مورد بررسی قرار دهند.
2.   تعیین هدف به وسیله مقامات ارشد سازمان: برنامه های مدیریت بر مبنای هدف مؤثر و موفق، معمولا به وسیله مدیران ارشد شروع می­شوند، یعنی همان كسانی كه استراتژی سازمان را تعیین می­كنند و هدف هایی را كه اولویت بیشتری دارند در هدف های سالانه می­گنجانند.
3.   هدف‌های فردی: در اجرای برنامه مدیریت بر مبنای هدف، مسئولیت‌ها و هدف‌های هر مدیر و زیردستان، به صورت مشخص تعیین می‌گردد. مقصود از تعیین هدف‌ها به صورت مشخص در همه سطوح، این است كه به كاركنان كمك شود، تا به صورتی دقیق، از این امر آگاه گردند كه از آنها چه انتظار می­رود. هدف‌های فردی باید در جلساتی كه با مشاركت زیردستان و سرپرستان تشكیل می­گردد، تعیین شود؛ زیرا هر فردی به خوبی می­داند كه از عهده چه كارهایی برمی­آید و بدین‌گونه، هدف‌ها را با معیارهای واقعی و قابل حصول تعیین می­كنند. مدیران هم به نوبه خود، می­توانند زیردستان را یاری كنند؛ تا آنها تصویر روشن‌تری از خواسته‌های مدیران به دست آورند و در راه از میان برداشتن موانع به آنها كمك كنند. بدین وسیله مدیران، باعث اعتماد بیشتر زیردستان به توانایی‌های خود می‌شوند.
4.   مشاركت: میزان مشاركت افراد در تعیین هدف‌ها در سازمان‌های مختلف متفاوت است. به عنوان یك قانون كلی می‌توان گفت كه هرقدر مشاركت مدیران و زیردستان در تعیین هدف‌ها بیشتر باشد احتمال دستیابی به آن هدف‌ها بیشتر خواهد شد.
5.   استقلال در اجرای برنامه: پس از آن كه هدف‌ها تعیین و مورد توافق مدیریت و سایر اعضای سازمان قرار گرفت، در رابطه با شیوه اجرای عمل، افراد از اختیارات بیشتری برخوردارند. مدیران در چارچوب سیاست‌های سازمان برای اجرای برنامه‌ها، می‌توانند آزادی عمل داشته باشند و بدون این كه تحت نظارت و دخالت مقامات بالاتری قرار گیرند، آن برنامه‌ها را به اجرا درآورند.
6.   بررسی عملكردها: مدیران و زیر دستان هر چند مدت یكبار تشكیل جلسه می‌دهند تا پیشرفت كارها بررسی نمایند. در این جلسه آنها مسائل به وجود آمده را مشخص می­كنند و آن چه را كه هر یك از آنها برای حل مساله و یا مسائل مزبور می­توانند انجام دهند را نیز مشخص می­كنند. برای این كه این اقدامات به صورت منصفانه و معقول انجام شود نتیجه عملكردها باید قابل سنجش و اندازه­گیری باشد تا به هنگام ارزیابی از قضاوت ذهنی استفاده نشود[10].
 
محاسن و معایب مدیریت بر مبنای هدف:
برخی افراد نظیر دمینگ، به شدت مخالف این شیوه مدیریت هستند و معتقدند كه هدف مدیریت، باید توأم با بهبود مستمر باشد و نه یك هدف ثابت.[11]
برخی مطالعات نیز نشان می­دهند، كه مدیریت بر مبنای هدف، باعث بهبود در دستیابی به هدف­ها و افزایش مداوم در بهره‌وری می­شود. همچنین با این روش می­توان تلاشهای مدیران را یكپارچه كرد و برای اثربخش كردن مدیریت برمبنای هدف باید آن را بصورت یك نظام فراگیر در نظر گرفت؛ نه افزوده­ای به كار مدیریت. [12]
تجارب كسب شده از كاربرد روش مدیریت بر مبنای هدف حاكی از آن است كه این روش محاسن و معایب متعددی دارد:
الف) محاسن
1.      توسعه ارتباط كاركنان و مدیران؛
2.      ایجاد توافق میان كاركنان و مدیران درمورد محتوای كار و اهمیت نسبی وظایف عمده؛
3.      بهبود شیوه بكارگیری منابع انسانی و بهره‌وری كاركنان؛
4.      پیشرفت كاركنان و ارتقای كیفی مهارت و توانایی‌های آنها؛
5.      بهبود عملكرد كاركنان و افزایش تعهد آنها به تحقق اهداف؛
6.      بهبود معیارهای ارزیابی عملكرد كاركنان؛
7.      بهره‌مندی سازمان از خلاقیت و استعدادهای بالقوه كاركنان در نوآوری؛
8.      بهبود فراگرد برنامه‌ریزی كلی در سازمان.
ب) معایب
1-   وقت‌گیری بیش از حد؛
2-   تأكید بیش از حد بر مستندسازی؛
3-   عدم امكان تعدیل سریع اهدافی كه در عمل، غیر منطقی به نظر می‌رسند؛
4-   وابسته بودن این روش به میزان حمایت مدیران عالی؛
5-   توانایی كم بعضی از كاركنان در تعیین اهداف.[13]




[1]. كونتز، هارولد و دیگران؛ اصول مدیریت، محمدعلی طوسی و دیگران، تهران، سازمان مدیریت دولتی، 1374، چاپ سوم، جلد اول، ص228.
[2]. همان.
[3]. استونر، جیمز و فریمن، ادوارد؛ مدیریت، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، 1375، چاپ اول، جلد اول، ص501.
[4]. فرهنگی، علی‌اكبر و دیگران؛ نظریه‌پردازان و مشاهیر مدیریت، تهران، فراندیش، 1384، چاپ اول، ص516.
[5] . كونتز، هارولد و دیگران؛ ص228.
[6]. استونر و فریمن؛ ص501.
[7]. رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1379، چاپ اول، ص188 .
[8]. رضائیان، علی؛ اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1376، چاپ هشتم، ص 90.
[9] . رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص188.
[10]. استونر و فریمن؛ ص504-502.
[11]. فرهنگی و دیگران؛ ص516.
[12]. كونتز و دیگران؛ ص232.
[13]. رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص192-191.

 

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=32468


انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



سرمایه انسانی چیست؟ و چگونه به وجود می آید؟

ارسال در تاریخ : سه شنبه 10 خرداد 1390   07:31 ب.ظ


منبع: دكتر سیدمنصور خلیلی، نقش توسعه منابع انسانی در تحقق عدالت اجتماعی( از دیدگاه نظریه پرداز توسعه كشور مرحوم دكتر حسین عظیمی)، اردیبهشت 1386، ارائه شده در همایش نقش توسعه منابع انسانی در تحقق عدالت اجتماعی،یادمان چهارمین سال فقدان استاد فرزانه دکتر حسین عظیمی(آرانی)، شهرستان آران و بید گل .

اساس بحث توسعه در "دانایی"یعنی سرمایه انسانی است، یعنی دانستن اندیشه اصلی، دانستن اندیشه های تبعی و دانستن اینكه چگونه سازمان و نهاد متناسب را باید فراهم كرد. اگر این دانایی با "اراده و خواست" توسعه تلفیق شود، آنگاه توسعه در پیش روی ماست و میوه های آن كه جهانی جدید با تمامی مواهب مادی و فیزیكی آن است در دسترس قرار می گیرد. پس اساس توسعه "دانایی" و "اراده و خواست" است و این هر دو باید در انسانها ذخیره شوند تا به سرمایه انسانی تبدیل شوند. بدین صورت است كه اساس توسعه را "سرمایه انسانی" می دانند یعنی انسانی كه "می داند" و در عین حال "می خواهد" این دانستن و این خواستن خود در گرو مجموعه ای از نظامهاست كه باید فراهم شوند تا درخت توسعه شكوفا شود. به یك اعتبار می توان عمده این نظامها را به شرح زیر شمارش كرد:
  1. نظام انگیزشی لازم برای ایجاد و تقویت سرمایه انسانی
  2. نظام آموزشی لازم برای ایجاد و تقویت سرمایه انسانی
به عبارت دیگر باید در جامعه سازمانها و نهادهایی ایجاد كرد كه مجموعه پاداشهای مادی و معنوی را معطوف آنان گرداند كه در مسیر اصلی توسعه حركت می كنند و در عین حال هر حركت در خلاف این مسیر را باید مشمول مجازاتهای مادی و معنوی نمود. این بینش اصلی باید در تدوین تمامی قوانین و مقررات، در چگونگی سازماندهی های اجرایی، در چگونگی استخدام و ترفیع و در همه امور زندگی راهنمای اصلی حركت باشد. در این مسیر است كه نظام انگیزشی مناسب حاصل می شود. در درون و در بطن این نوع از نظام انگیزشی است كه نظام آموزشی مشعل دار توسعه كشور می شود و در هر ساعت آموزش مستقیماً به بهره دهی و به بازدهی اقتصادی بالاتر منجر می شود. اما در این زمینه نیز باید عنایت داشت كه نگرش ما به آموزش و به سرمایه انسانی باید نگرش كیفی و توسعه ای باشد.
در این نگرش است كه در هر جامعه و در اولین قدم، توجه معطوف به نیروهای مدیر و مدیریت می گردد. در این ارتباط باید دانست كه هر جامعه ای در راس مدیریت خود نیازمند چهار گروه سرمایه انسانی شامل؛
  1. نوآوران سیاسی،
  2. نوآوران اقتصادی،
  3. نوآوران فنی
  4. و نوآوران علمی است؛
ما معمولاً در برنامه ریزی نیروی انسانی دنبال این هستیم كه مثلاً چند وكیل دادگستری می خواهیم یا چند طبیب برای بیمارستانها و ... یعنی همه جا به فرآیندهای بهره برداری معطوف هستیم و توجه نمی كنیم كه جامعه، در درجه اول نیازمند نیروی انسانی خلاق و زمینه ساز كار بهره برداری است.
  1. در این خصوص، در ابتدا نیازمند سیاستمداران برجسته و خبره هستیم تا مدیریت امور عمومی جامعه را به نحوی سازمان دهند كه منابع تلف نشود.
  2. در همین زمینه نیازمند دانشمندانی هستیم كه مبانی علمی جامعه را پی ریزی كنند،
  3. نیازمند مخترعانی هستیم كه مبانی فنی جامعه را پی ریزی نمایند
  4. و نیازمند نوآوران اقتصادی هستیم تا افقهای تازه فعالیت اقتصادی را بر روی جامعه باز كنند.
اگر این چهار گروه سرمایه انسانی در جامعه ای وجود نداشته باشد، این جامعه اساساً وابسته خواهد بود و توسعه و عدالت اجتماعی در آن تحقق نمی یابد. چنین جامعه ای همیشه مجبور خواهد بود در همه زمینه ها واردكننده ابزارها و كارخانه ها، یا اندیشه و تفكر و ... باشد و وقتی واردكننده مثلاً كارخانه ها شد، همیشه از نظر تكنولوژی حداقل یك نسل عقب خواهد بود. در زمینه این چهار گروه سرمایه انسانی باید توجه داشت كه آنها را نمی توان از طریق آموزش سنتی تربیت كرد و به جامعه ارایه داد. یعنی نمی شود مثلاً مدرسه ای تاسیس كرد كه چگونگی مخترع شدن را یاد دهد، یا چگونگی سیاستمدار شدن را بیاموزد و ... برای ایجاد این نیروها باید مؤسساتی را به وجود آورد كه استعدادهای بالقوه در این زمینه را جذب كند و امكان بدهد كه این استعدادها در این موسسات پرورش یابند و در اختیار جامعه قرار گیرند.

محل پرورش سرمایه انسانی سیاسی(نوآوران سیاسی یا مدیران كارآمد)

در این ارتباط است كه مشخص گردیده كه نهاد احزاب سیاسی بیش از هر چیز محل پرورش سیاستمداران خبره برای جامعه است. تاكید می كنم، نوآوران سیاسی كه سرنوشت اقتصادی جامعه تا حد زیادی به آنها وابسته است محل و موسسه پرورش می خواهند. دنیا تا امروز محل پرورش آنها را تنها در احزاب یافته؛ یعنی اگر احزاب سیاسی نداشته باشید بی تعارف سیاستگذار مورد انتظار را نخواهید داشت. به تصادف، دهه ها خواهد گذشت تا یك سیاستمدار برجسته ظهور كند و آن هم برای اداره جامعه به تنهایی كاری نمی تواند بكند. و لذا بخشی از ظرفیت جامعه تلف می شود و بیکار می ماند.

محل پرورش سرمایه انسانی علمی( نوآوران علمی یا دانشمندان)

نهاد و مؤسسه دیگر در همین جهت، مجامع علمی و مؤسسات نظریه پردازی و تحقیقاتی است. این موسسات که در حقیقت محل پرورش اندیشمندان یا نوآوران فكری، هستند باید مستقل باشند.

محل پرورش سرمایه انسانی فنی( نوآوران فنی یا مخترعین)

در همین راستا مؤسسات r&d (تحقیق و توسعه) مستقل، محل پرورش نوآوران فنی هستند. گاه برحسب تصادف، مثلاً نوآور فنی پیدا می كنیم و نوآور فنی ثروتی نیست كه دفعتاً به دست بیاید. در مطالعات مختلف بحث شده است كه مثلاً جامعه آمریكا با حدود 300 میلیون نفر جمعیت، حداكثر چند هزار نفر نوآور فنی بیشتر ندارد یعنی در یك جامعه بزرگ هم تعداد نوآور فنی محدود است. این كار را نمی توان به تصادف واگذار كرد.

محل پرورش سرمایه انسانی اقتصادی( نوآوران اقتصادی یا كارآفرینان)

نهاد بعدی، مجامع و تشكیلات تولیدی و شركتهای معظم سرمایه گذاری و مجامع حرفه ای مثل اتاقهای بازرگانی و شركتهای بزرگ سرمایه گذاری و بازار سرمایه و ... است كه محل پرورش نوآوران اقتصادی جامعه است، یعنی پرورش افرادی كه می توانند نبض بازار را بفهمند. وقتی اقتصاد می خواهد راه بیفتد، باید به فكر آن باشد كه از نظر سیاسی، محیط علمی شدن این كار را ایجاد كند، باید مبانی علمی را فراهم كند، باید به فكر آن باشد كه از نظر فنی این مبانی علمی را تبدیل به نوآوری فنی كند و سپس از نظر اقتصادی آن را به عمل برساند.
اینها نوآوران چهارگانه ای هستند كه برای توسعه الزامی اند و تا آنجا كه ما می فهمیم، جاهایی كه اینها را ایجاد می كنند، این تشكلها هستند. بدون این تشكلها شما نمی توانید آنها را داشته باشید و اگر آنها را نداشته باشید مثل آن است كه بخش متفكر نیروی انسانی حذف شده و معلوم است كه در این وضعیت چه روی می دهد در این وضعیت مردم زحمت می كشند، جان می كنند، اما نتیجه كارشان جز همین تولید لازم برای زندگی بخور و نمیر معیشتی نیست.
در زمینه علما و برای درك اهمیت مساله می توان مساله را به این صورت دید كه هر عالمی نظریه پرداز است و نظریه پرداز به سادگی به دست نمی آید.
یك نسل عظیم از بچه ها درس می خوانند. این كودكان كه مثلاً چند میلیون نفرند به دبستان و دبیرستان و دانشگاه می روند. در هر مرحله تعداد آنان كم می شود و از این جمع عظیم مثلاً 10 هزار نفر به سطح لیسانس و 2 هزار نفر به سطح فوق لیسانس و صد نفر به سطح دكتری می رسند. در میان این صد نفر ممكن است یك یا دو نظریه پرداز پیدا شود یا حتی در این حد هم در این جمع نظریه پرداز نداشته باشیم. پس از میان این میلیونها نفر، فقط ممكن است چند دانشمند برجسته پرورش یابند. لذا واقعاً اگر صاحبنظری از دست برود عصاره یك نسل از دست رفته، معلوم است كه جای چنین فردی قابل پر كردن نیست.
به هر حال باید تاكید داشت كه جامعه زمانی می تواند مشكلات خود را حل كند كه دارای سازمانها و نهادهایی برای نظریه پردازی و ایجاد مكتب فكری باشد. این نهادها، سازمانهای نظریه پردازی، مطبوعات خاص و ... را شامل می شوند. چنین نهادهایی مكتب تفكری ایجاد می كنند، به این معنا كه اندیشه ای را اختیار و توسعه می دهند و مطابق آن اندیشه شاگرد پرورش می دهند، به تحقیق می پردازند، مقاله و كتاب تولید می كنند و ... به این ترتیب افراد زیادی در آن اندیشه آبدیده می شوند. حال اگر كسی رییس جمهور شد و استراتژیهایی را برای حركت براساس اندیشه قانونمداری مطرح كرد، از آن مكتب كسانی پیدا می شوند كه كارگزار عملی كردن استراتژیهای مورد بحث شوند: كسی وزیر می شود، كسی معاون می شود و ... در یك كلام بازوهای اجرایی تحقق آن برنامه ها پیدا می شوند. حال اگر برعكس، چنانچه مكتب فكری وجود نداشته باشد، ستاره ای مثلاً در حوزه سیاسی یا علمی كشور می درخشد اما حول و حوشش خالی است. مردم جذب درخشندگیش می شوند، به او نظر می دوزند اما در نهایت چه می شود؟ وقتی حول و حوش آن ایده و آن شخص، مكتب ایجاد نشود، این ستاره آرام آرام خاموش می شود.
یكی از مطالعات اخیر بانك جهانی نشان می داد كه اولاً در كل جهان حدود 64 درصد از كل ثروت موجود، ثروتی است كه در انسانها ذخیره شده (سرمایه انسانی) و جالب تر آنكه در كشورهایی مانند آلمان، ژاپن و سوئیس كه ظاهراً بالاترین میزان های سرمایه گذاری فیزیكی را دارند، باز هم در نسبت و در مقایسه، سرمایه انسانی این كشورها حدود 80 درصد از ذخایر ثروتی جامعه را در خود ذخیره كرده است.

منابع و مأخذ
  1. دكتر حسین عظیمی، آموزش سرمایه انسانی و توسعه اقتصادی، 1380.
  2. دكتر حسین عظیمی، بهره وری و توسعه اقتصادی- مفاهیم، وضعیت و راه حلها، 1381.
  3. دكتر حسین عظیمی، نقش منابع انسانی در توسعه صنعت، 1377.
  4. دكتر حسین عظیمی، بهره وری و توسعه اقتصادی ملی در ایران، 1381.


انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



ضرورت خصوصی سازی و تسریع اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی

ارسال در تاریخ : جمعه 24 دی 1389   09:39 ق.ظ

 

       
 

پژوهشگر: معاونت پژوهشی مركز پژوهش و برنامه‌ریزی

تاریخ تهیه: 30/7/1387

كلید واژه‌ها: خصوصی سازی، اصل 44 قانون اساسی، شفافیت، فساد، آزاد سازی

 

چكیده:

در یك نگاه كلی می‌توان گفت مؤثرترین استراتژی برای غیر دولتی كردن اقتصاد ملی معكوس كردن جریان واقعی دولتی شدن اقتصاد است. در این استراتژی آزاد سازی اولویت اول را دارد و خصوصی سازی به عنوان نتیجه ناگزیر این سیاست مطرح می‌شود و نه به عنوان یك هدف و با اولویت اول.

با چنین رویكردی شاید بهتر بتوان علل شكست برنامه‌های خصوصی سازی در ایران را توضیح داد. مداخله دولت در همه عرصه‌های نظام اقتصادی و بازارها‌ (كار، سرمایه و كالا) بزرگترین مانع رشد بخش خصوصی واقعی و رقابتی است. تا زمانی‌ كه بخش خصوصی رشد نكند دولت كوچك نخواهد شد. بخش خصوصی به عنوان موتور و محرك اصلی رشد اقتصادی و صنعتی شناخته می‌گردد زیرا با بكار‌گیری سرمایه خود و جذب و مشاركت سرمایه‌های غیر دولتی و استفاده بهینه از منابع انسانی و اعمال مدیریت كارآمد می‌توان ضمن ایفاء نقش خود در رشد اقتصادی و صنعتی كشور، همواره تحت نظارت، هدایت و راهبری هدفمند دولت، همراه با بهره‌گیری از قوانین و مقررات شفاف و روان ولی فاقد كمترین گریزگاه برای سوء استفاده‌ها و فرصت‌‌طلبی‌ها اهداف توسعه‌ای دولت را محقق نماید.

 

متن کامل:

خصوصی‌سازی فرایندی اجرایی، مالی و حقوقی است كه دولتها در بسیاری از كشورهای جهان برای انجام اصلاحات در اقتصاد و نظام اداری كشور به اجرا در می‌آورند. واژه خصوصی سازی حاكی از تغییر در تعادل بین حكومت و بازار و به نفع بازار است و وسیله‌ای برای افزایش كارایی (مالی و اعتباری) عملیات یك مؤسسه اقتصادی است. زیرا چنین به نظر می‌رسد كه مكانیسم عرضه و تقاضا و بازار در شرایط رقابتی باعث بكار‌گیری بیشتر عوامل تولید، افزایش كارایی عوامل و در نتیجه تولید بیشتر و متنوع‌تر كالاها و خدمات و كاهش قیمتها خواهد گردید. این پیش‌بینی به جهت مبانی تئوریك و علمی در سطح اقتصاد خرد و همچنین تجربه سایر كشورها امری پذیرفته شده است و در این صورت چرایی مسئله قابل پاسخ و اثبات است. اما نكته غامض و پیچیده چگونگی انجام آن و در پیچیده‌ترین مسئله آن یعنی انتقال مالكیت و نیز شكل‌گیری بخش خصوصی در جامعه است.

در پانزده سال گذشته خصوصی سازی از مهم‌ترین عناصر اصلی برنامه اصلاح ساختاری كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بوده است. در واقع امروزه به دشواری می‌توان كشوری را یافت كه برنامه‌ای را برای واگذاری تمام یا بخشی از شركت‌های دولتی به بخش خصوصی و یا سهیم كردن بخش خصوصی در مدیریت، مالكیت و امور مالی این شركت‌ها در پیش‌ نگرفته باشد. ضرورت انجام خصوصی سازی كاملاً به اثبات رسیده است به طور كلی شركت‌های دولتی از عملكرد خوبی برخودار نبوده و نیستند به طوریكه كالا و خدمات تولیدی آنها با وجود صرف هزینه‌های زیاد از كیفیت خوبی برخوردار نبوده و در مجموع به خوبی نشان داده‌اند كه واحدهای اسراف گر و ناكارآمدی هستند. همچنین به دلیل تلاش دولت برای ایجاد و یا حفظ اشتغال، این شركت‌ها از داشتن نیروی كار اضافی رنج می‌برند. شركت‌های دولتی به دلیل كار كردن در فضای غیر رقابتی قیمت‌های پائینی برای محصولات خود بر می‌گزینند و این باعث زیان‌های هنگفت مالی شده چنانكه در برخی موارد میزان این زیان به 5 الی 6 درصد    GDP كشور می‌رسد.

برای جبران بار مالی ناشی از زیان شركت‌های دولتی، دولت ناچار به انجام اقدامات مالی برای پوشش كسری بودجه خواهد بود. افزایش مالیات‌ها و یا معمول‌تر از آن، كاهش مخارج دولت در سایر بخش‌ها و یا تركیبی از این دو می‌تواند از جمله این اقدامات باشد. تأمین مالی زیان‌های شركت‌های دولتی توسط نظام بانكی هزینه‌های واسطه گری را افزایش داده و باعث كاهش دسترسی شركت‌های خصوصی به این اعتبارات شده و در كل تهدیدی برای ماندگاری نظام تأمین مالی محسوب می‌شود. دولت‌ها زیر باز فزاینده محدودیت‌های مالی، از تأمین سرمایه برای واحدهای وابسته به خود حتی واحدهای سود آوری جهت نگه‌داری و تعمیرات باز می‌مانند زیرا این شركت‌ها مدام نیازمند توسعه شبكه و تجهیز مجدد می‌باشند. بر این اساس می‌توان گفت علل وجود ناكارآیی در اقتصاد كشورها عمدتاً ناشی از دخالت و تصدی اقتصادی دولت است. دولت با دخالت در بازار، دستكاری قیمت‌های نسبی و تعیین مقادیر غیر تعادلی برای آنها موجب اخلال در تصمیم‌گیری خانوارها شده و با تصدی اقتصادی و اداره بنگاههای اقتصادی باعث تخصیص غیر بهینه منابع در تولید می‌شود. آنچه در حال حاضر مد نظر سیاستگذاران است صرفاً تغییر مالكیت دولتی و تبدیل آن به مالكیت غیر دولتی است با این تحلیل كه این تغییر نهادی سبب خواهد شد كه با اداره بنگاهها توسط بخش خصوصی، كارایی در تولید ایجاد شود و اتلاف منابع تقلیل یابد طوریكه بیشتر مطالعات ارزیابی تأثیر خصوصی سازی در كشورهای در حال توسعه نشان می‌دهند خصوصی سازی باعث بهبود عملكرد شركت‌ها شده است. مطالعه 218 شركت غیر مالی خصوصی شده در مكزیك بین سالهای 1983 تا 1991 نشان دادند كه شركت‌های دولتی در بخش‌های رقابتی و غیر رقابتی از زیان دهی پیش از خصوصی سازی به سود‌آوری پس از آن رسیده‌اند و این امر با كاستن شكاف موجود در عملكرد شركت از طریق استفاده از گروههای نظارت در بخش خصوصی حاصل شده است. تولید واقعی 3/25 درصد افزایش نشان داد، فروش به ازای هر كارمند تقریباً دو برابر شد و میزان سود تا 24 درصد رشد نمود. آنها با كنترل تغییرات دریافتند كه این افزایش‌ها به طور عمده به دلیل بهره‌وری ناشی از بهبود در انگیزه و اعمال مدیریت بهتر در بخش خصوصی بوده و هزینه‌های پائین‌تر اشتغال نیز نتیجه كاهش نیروی كار بوده است.

 

وجود بستر‌های فساد در اقتصادی دولتی

خصوصی سازی تقریباً همزمان با هجوم نظری و علمی به دولت رفاه صورت گرفت. در دهه 1970 در پی بحران كاهش سود در نظام سرمایه، زمزمه‌های ناكارآمدی دولت در هدایت اقتصاد و زیر سئوال بردن نظام‌های دولت رفاه آغاز شد. با ایجاد مخاطره‌ برای نظام سرمایه در وهله نخست و در حیطه نظری، دولت‌ها ناكارآمد و عامل فساد معرفی شدند و نگاه مكتب كه دولت را نه عاملی برای توسعه كه مانعی برای آن به شمار می‌آورده مطرح شد. پارادایمی كه نزدیك به دو دهه در ادبیات لیبرالیستی اقتصاد حاكم بود.

دیدگاه مشابه نسبت به دولتی بودن اقتصاد در میان مقامات عالی رتبه كشور ما نیز وجود دارد بطوریكه دكتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در همایش نظارت بر سیاستهای كلی اصل 44 اظهار داشت: «اجرایی نشدن این اصل تا كنون سبب فربه شدن بخش دولتی شده و مشكلات متعددی را برای كشور ایجاد كرده و دولت جایگرین ملت در تولید شده و این امر به نوعی به انحصارات مختلف در كشور دامن زده است».

وی اقتصاد دولتی را انحراف از روح تفكر اسلامی و نتیجه آن را رانتی شدن و تورم اقتصاد كشور دانست و گفت: «در پناه بنگاه دولتی به این بیماری‌های مزمن دچار شدیم كه بدترین شكل از بی‌عدالتی در این بیماری مستتر است. تورمی شدن و رانتی شدن اقتصاد كشور، ثروت كشور را كاهش می‌دهد و مردم در چرخه عمران كشور قرار نمی‌گیرند».

در همین راستا غلام رضا حیدری كرد زنگنه، رئیس سازمان خصوصی سازی در اولین همایش راهكارهای خصوصی‌سازی در اصل 44 اظهار داشت: «در یك بازار رقابتی از فساد جلوگیری می‌شود چرا كه بیشتر رانت‌ها و ویژه‌خواریها ریشه در اقتصاد دولتی دارد. به همین دلیل یكی از اهداف خصوصی سازی مبارزه با فساد است مشروط به اینكه خود خصوصی سازی همراه با فساد نباشد.... دولت باید از نقش تصدی‌گری به حاكمیتی برگردد و تصدی‌گری را به مردم واگذار كند و باید نقش جدید خود را تعریف كند تا در ساختار جدید اقتصاد به وظایف خود باز گردد. به طوریكه در نهایت دولت باید سهم 20 درصدی از اقتصاد، بخش خصوصی 50 درصد و بخش تعاون سهم 25 درصدی داشته باشند».

با این اوصاف می‌توان گفت كه اقتصاد دولتی سبب گسترش اقتصاد زیر زمینی می شود. این نوع از اقتصاد هزینه‌های مبادله را افزایش می‌دهد به نحوی كه فعالیت سالم در چنین فضایی ضریب ریسك را غیر قابل قبول می‌كند. رشد و توسعه اقتصادی نیاز به شفافیت دارد در صورتی كه تصدی‌گری دولت فضای اقتصادی را آلوده به فساد و در نهایت اقتصاد سیاه را حاكم می‌كند.   گسترش فساد باعث تراكم ثروت نامشروع در نزد عده‌ای می‌شود. این تراكم موجب ایجاد انحصار در تولید، توزیع و یا مصرف می‌شود و نتیجه این وضعیت نیز، كسب سود غیر منصفانه از سوی این افراد و توزیع ناعادلانه فرصت‌ها، درآمدها و شكاف طبقاتی می‌باشد. از طرفی افراد انحصار گر نیز برای حفظ و تقویت حالت انحصاری مبادرت به تبانی با افراد ذی نفوذ و صاحب منصب در سازمان‌های دولتی می‌نمایند و بعضاً باعث انحصارات سیاسی می‌شوند. در این شرایط فعالیت‌های تولیدی، خدماتی و تجاری انجام شده از سوی سازمانها و شركت‌ها كوچك و یا دارندگان سرمایه‌های كوچك كاهش پیدا می‌كند.

اقدامات انجام شده در زمینه خصوصی سازی طی دهه قبل، جمهوری اسلامی ایران به سیاست‌ خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی به مثابه دو ركن عمده سیاست تعدیل روی آورد. دولت كوشید با اجرای سیاست خصوصی سازی و واگذاری واحدهای تولید و فعالیت‌های اقتصادی به بخش خصوصی و اصلاح چارچوب‌های قانونی و ترتیبات سیاسی موجبات مدرنیزه كردن زیر بنای اقتصادی و صنعتی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی را فراهم آورد. این سیاستها كه از زمان آقای هاشمی شروع شده بود در سال 1377 با تبصره مجلس شورای اسلامی تشدید شد و در برنامه سوم توسعه اقتصادی كشور بر خصوصی سازی شركت‌های دولتی تأكید گردید. همچنین به موجب مصوبه مجلس شورای اسلامی به منظور كاهش حجم تصدی و تقویت اعمال و نظارت دولت و فراهم شدن امكانات و زمینه‌های بیش‌تر مشاركت مردم در امور حكومتی، دولت موظف گردید در اولین سال برنامه سوم، اصلاحات ساختاری ضروری را در تشكیلات اداری كشور به عمل آورد. روند تحولات قانونی خصوصی سازی در ایران به طور خلاصه طی سه برنامه صورت گرفت كه دوره اول (73- 1369) دوره دوم (78- 1374) و دوره سوم (83- 79) بود. در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی تمهیداتی جهت خصوصی سازی به كار گرفته شد كه به طور خلاصه عبارتند از:

1- شركت‌های دولتی كه با تصویب هیأت وزیران مشول واگذاری از طریق مزایده یا بورس به بخش غیر دولتی می‌شوند، از تاریخ تصویب مشمول مقررات حاكم بر شركت‌های دولتی نخواهند شد و در چارچوب قانون تجارت اداره می‌شوند.

2- طبق ماده 15 برنامه سوم، سازمانی به نام خصوصی سازی تشكیل گردید كه این سازمان وكالت واگذاری شركت‌هایی كه مورد تصویب قرار گرفته‌اند را بر عهده داشت.

3- دولت موظف شد ظرف یك سال از آغاز برنامه سوم، اقدامات قانونی برای لغو انحصارات و جلوگیری از فعالیت‌های انحصار‌گرانه را انجام دهد. این اقدام باعث تحرك آزاد و رقابتی شركت‌های غیر دولتی می‌شد. اطلاعات ارائه شده برای این دوره حاكی از آن است كه 31 درصد كل واگذاریهای دوره 81- 69 در این دوره صورت گرفته كه 90 درصد آن از طریق بورس، 10 درصد باقی مانده از طریق مزایده واگذار شده است. در ضمن در این دوره 70 درصد واگذاری‌ها از طریق سازمان خصوصی سازی صورت گرفته است.

در مجموع برنامه خصوصی سازی در ایران با موفقیت‌ها و موانعی روبرو بوده است كه این موانع در قالب مشكلات عمومی، قانونی و تشكیلاتی بروز و ظهور یافته است كه یكی از این مشكلات عدم امكان رشد بخش خصوصی به علت بزرگتر شدن بنگاههای دولتی است، همچنانكه تا كنون تجربه شده اگر دولت به رغم تأكید بر خصوصی سازی همچنان بر مداخلات خود ادامه دهد و از آزاد سازی امتناع كند هیچ نتیجه ملموسی در جهت كوچك كردن وزن اقتصادی دولت عاید نخواهد شد. تحلیل علمی و تجربه تاریخی نشان می‌دهد كه حلقه مفقود شده رشد اقتصادی پایدار متكی به بخش خصوصی،

آزاد سازی اقتصادی و امتناع دولت از مداخله در ساز و كاره بازار است برای تحقق بخشیدن به اهداف سیاست‌های كلی اصل 44 راهی جز پذیرفتن علم و تجربه انباشته بشری نیست. نكته اساسی این است كه در حال حاضر، نگاه دولت در ایران به بخش خصوصی همراه سازی عدالت اجتماعی با توسعه بخش خصوصی یا خصوصی سازی است و این امر به جهت تحقق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصت‌های برابر برای شهروندان است. برای مثال توزیع سهام عدالت برای دهكهای پائین جامعه می باشد. لیكن این توزیع زمانی می‌تواند با بهره‌وری توأم شود كه با مدیریت خصوصی همراه باشد. خصوصی سازی تنها یك جزء كوچك از سیاستهای اصل 44 قانون اساسی است و برای اجرای كلیه سیاست‌های اصل 44 باید تحول اقتصادی ایجاد شده و فضای رقابتی ضد انحصار نیز تعریف شود. باز تعریف دولت و جایگاه آن در سیاستگذاری بجای تصدی گری از مسائل بسیار مهم است. این سئوال كه وظیفه آماده سازی بخش خصوصی و تقویت عملكرد آن بر عهده چه كسی است؟ سئوال بسیار مهمی است و در پاسخ باید گفت كه قطعاً سازمانی كه گرداننده اقتصاد است نمی‌تواند برنامه‌ای برای آن ارائه نكند بنابراین با توجه به قوانین و مقررات باید ضوابطی ایجاد شود كه در كنار آن بخش‌های خصوصی و تعاونی نیز شاخص‌ها بهره‌وری خود را ارتقاء دهند.

تجربه نشان داده است با اینكه خصوصی سازی یكی از ابزارهای لازم تبدیل اقتصاد تحت كنترل دولت به اقتصاد بازار است نوشداروی تمامی مشكلات نیست. خصوصی سازی در شرایطی بیشترین تأثیر را دارد كه بخشی از یك برنامه وسیعتر اصلاح اقتصادی و توسعه بخش خصوصی باشد. مزایای خصوصی سازی وقتی تأمین می‌شود كه دولت ایجاد محیط رقابتی را تضمین نماید. 

 

پی نوشت‌ها:

1. تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product

 

منابع و مأخذ:

1- كیكری سونیتا، نلیس جان. خصوصی سازی در بخش‌های رقابتی. ترجمه سازمان خصوصی سازی (تهران: نیاك، 1387)

2- ولش دیك، فرموند الیویر. خصوصی سازی مرحله به مرحله. ترجمه سازمان خصوصی سازی. (تهران: نیاك، 1387)

3- جوادی ارجمند، جعفر. «جهانی شدن اقتصاد و پیامدهای آن بر سیاست‌گذاری خارجی ج. ا. ا». فصلنامه سیاست، شماره 3، پائیز 1386.

4- عباسی، حسین، «بررسی فقهی- حقوقی علل بروز مفاسد اقتصادی و راهبرد‌های مبارزه با آن». پایان نامه كارشناسی ارشد، 1384- 1383

5- آیینه، نشریه داخلی سازمان بازرسی كل كشور، سال سوم، شماره 36، مرداد 1387

6- خبرگزاری فارس، مصاحبه با رئیس سازمان خصوصی سازی، یكشنبه 28 مهر 1387

7- روزنامه كیهان، الزامات بخش خصوصی ملی، 2/7/85

8- روزنامه اعتماد، مردم سازی گریبانگیر خصوصی سازی، یاشار حیدری، 28 فروردین 1386

9- http://www.privatization.blogfa.com

10- http://fa.wikipedia.org

11- خصوصی سازی هدفمند http://www.mazooei.ir

 

 

http://www.gio.ir/?view=12&nu1=244



انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



در راه موفقیت - برایان تریسی

ارسال در تاریخ : پنجشنبه 23 دی 1389   08:32 ب.ظ


 

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .


11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

21- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .
===============
31- قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

41- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .

51- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

61- قانون اشتیاق
از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .
شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .

63- قانون عدم ختم معامله
هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .
برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است .
منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .

67- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .
اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .

68- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

69- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

70- قانون سرمایه گذاری
قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،
درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید.
هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

71- قانون بهره ی مرکب
جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند.
رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

72- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.
در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.

74- قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

75- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی
به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید.
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

77- قانون کارآفرینی
مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند
نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

79- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

80- قانون ریسک
در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.

81- قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد.
سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.

85- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است.

86- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.

87- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است.

88- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد.
معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟

89- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.

90- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند.  
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

91- قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .
همیشه حق با بازار است .

92- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .

93- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .
برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .

94- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خرید آنها چیست ؟

95- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .
تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .

96- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .
اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .

97- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .

98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

99- قانون جذب
شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .

100-  قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .
هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "

101- قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .
بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .

102- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

103- قانون دانش
در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .
دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .

104- قانون پیش فرض ها
پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .

105- قانون وقت شناسی
وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید .
" در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر )

106- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .
بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .

107- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .
افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .

108- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .
یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .

110- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .

111- قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

112- قانون خودشکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

113- قانون استعدادها
در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .
از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .

114- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به  کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

115- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از  انجام کار مورد نظر .
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

116- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

117- قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .
هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

118- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

119- قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .

120- قانون خوش بینی
نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود .
 
 



انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



سرگذشت یک کسب‌وکار خانوادگی

ارسال در تاریخ : چهارشنبه 8 دی 1389   07:17 ب.ظ

گروه صنعتی کالوو
مترجم: مهدیه کرد
چگونه یک کارگاه خانوادگی کنسرو مواد غذایی در اسپانیا به یک کارخانه جهانی تبدیل شد.


 

                                              

 

با گذشت بیش از ۵۰ سال و شرکت سه نسل پیاپی از اعضای خانواده در مدیریت شرکت، این خانواده موفق شده است که ۸۰ درصد کل سهام گروه کالوو را از آن خود کند. کارگاه اولیه توسط لوئیز کالوو سانز در سال ۱۹۴۰ تاسیس شد. پیش از آنکه این تشکیلات به یکی از شرکت‌های بزرگ و مهم اسپانیا تبدیل شود، شرکت کوچکی بود در گالیسیا که کار خود را با تولید کنسرو گوشت گوساله شروع کرد. از همان ابتدا این شرکت در پی نوآوری بود و قصد داشت تا به تشکیلاتی جهانی بدل شود، پس در همین راستا نوعی کنسرو به نام (Yellow Fin Tuna) را در اسپانیا ارائه داد. این کارخانه اولین کارخانه‌ای بود که کنسروهای گرد تولید می‌کرد. البته این شکل متفاوت بعدها توسط بیشتر کارخانه‌های منطقه کپی‌برداری شد. مانوئل کالوو مدیرعامل گروه صنعتی کالوو در مصاحبه‌ای با سایت دانشگاه پنسیلوانیا در مورد تاریخچه شرکت، موانعی که نسل سوم خانواده در امر مدیریت با آن مواجه هستند و نیز برنامه‌های شرکت جهت توسعه در آمریکای لاتین صحبت کرده است.
زمانی که کودک بودید اینکه یکی از اعضای یک تشکیلات بازرگانی خانوادگی باشید برایتان چه مفهومی داشت؟ آیا از همان کودکی برای پذیرش یک پست در این تشکیلات آموزش می‌دیدید؟
کالوو: آنچه مسلم است، کالوو شرکتی است که هیچ گاه به صورت تک نفره اداره نشده است. به عبارتی کالوو یک شرکت خانوادگی و چند ملیتی است و این تنها به ترازنامه آن محدود نمی‌شود. در سال‌های خوب (که شرکت در حال سود کردن بود) سود حاصله صرف سرمایه‌گذاری دوباره می‌شد و تمام خانواده مثل افراد عادی زندگی می‌کردند و در سال‌های بد (که اوضاع اقتصادی چندان خوب نبود)، پولی هم جهت افزایش سرمایه باقی نمی‌ماند. به این ترتیب تمام افراد خانواده من در شرایطی کاملا معمولی زندگی می‌کردند. از سوی دیگر در خانواده ما هر کس از کودکی، در مورد شرایط مختلف تجاری چیزهایی از خانواده می‌آموزد و چنین آموزه‌هایی در او درونی می‌شوند و همچنین از نزدیک شاهد مستقیم فداکاری‌های خانواده برای حفظ منافع شرکت است. من پس از چند سال کار در زمینه تبلیغات همکاری خود را با گروه کالوو آغاز کردم. در ابتدا وقتی که
۲۶ سال داشتم، مسوول تخلیه ماهی‌ها شدم، سه سال بعد مسوولیت بخش صید به من واگذار شد. سپس به السالوادور رفتم و در آنجا بود که راجع به شرکت اطلاعات زیادی به دست آوردم و دید وسیع‌تری به مسائل پیدا کردم. در سال ۲۰۰۶ به برزیل رفتم. در این زمان ما شرکت برزیلی گومس دا کوستا (Gomes Da Costa)، که از شرکت‌های معتبر این کشور بود را خریداری کردیم و من مسوول معاملات در آمریکا شدم.
در زمان کودکی چه درس‌هایی در زمینه تجارت از والدین خود آموختید؟
کالوو: گروه در سال
۱۹۴۰ توسط پدربزرگم تاسیس شد. او مردی بسیار تجارت پیشه و اهل ریسک بود. بی‌شک او بود که فلسفه وجودی این شرکت را بنیان نهاد. فلسفه شرکت این بود که کیفیت مهم‌ترین مساله است. در سال‌های بعد پدر و عمو‌هایم موفقیت‌های بزرگی را در مناطق مختلف به دست آوردند. آنها بسیار متهور بودند و اغلب ریسک می‌کردند. یک مثال از این ریسک‌پذیری، در دهه ۷۰ بود که در اقدامی مبتکرانه شرکت در تبلیغ برای (Yellow Fin Tuna)
از دو هنرپیشه معروف استفاده کرد. با این اقدام بود که شرکت از جایگاه
۳۰۰ام در طبقه‌بندی شرکت‌ها به جایگاه اول صعود کرد و شناخت مردم از شرکت به ۹۸ درصد رسید. اقدامات مبتکرانه یکی از اصول شرکت بوده است. گاهی ما آنچنان نوآور بوده‌ایم که از نیاز بازار هم فراتر رفته‌ایم و خوب نتایجی که انتظار می‌رفت را به‌دست نیاورده‌ایم. به هر حال ما همیشه به شکست‌هایمان به چشم فرصت‌های یادگیری نگاه کرده‌ایم. کار، اتحاد و تواضع ارزش‌هایی هستند که نسل به نسل انتقال یافته‌اند. در واقع شرکت ما این گونه است: در سختی‌ها متحد باقی می‌ماند، همواره برای تقویت و حفظ برتری خود در داخل کشور تلاش می‌کند و در عین حال به رقابت با بازارهای جهانی می‌پردازد.
گروه کالوو چگونه آغاز به کار کرد؟
کالوو: گروه کالوو در سال
۱۹۴۰ در شهر کاربالو در ایالت لاکرونا در اسپانیا تاسیس شد. در آن زمان پدربزرگم در یک کارگاه کوچک که با تمام دارایی‌اش آن را برپا کرده بود، گوشت گوساله کنسرو می‌کرد، سپس گوشت خوک و کمی بعدتر ماهی نیز به آن اضافه شد. این کارگاه اولین کنسرو ماهی را در ۱۹۴۲ تولید کرد، چند سال بعد کالوو Yellow Fin Tuna را ارائه داد و در تلاش برای یافتن شکلی همه پسند کنسروها را به شکل گرد در آورد. تا آن زمان ماهی‌های تن در بسته‌بندی‌های تخم مرغی شکل ارائه می‌شد. تجربه ثابت کرده است که کنسروهای گرد بیشترین فروش را دارند و همچنین ۸۰ درصد مصرف کنسرو تن در اسپانیا از کنسروهای Yellow Fin Tuna است. در سال ۱۹۷۸ در زمان مدیریت نسل دوم، خانواده کالوو Yellow Fin Tuna را در بسته‌بندی‌های جدید ارائه داد. هر بسته شامل سه کنسرو ۸۰ گرمی است. در همین زمان شرکت تصمیم گرفت که خود بخش صید ماهی را نیز تاسیس کند و اولین کشتی ماهی‌گیری خود به نام مونتچلو را خریداری کرد. در این زمان صرف هزینه در بخش تبلیغات، نقش بسیار مهمی در موفقیت شرکت ایفا کرد. کمی بعدتر شرکت کارخانه‌های جدیدی را تاسیس کرد. اولین کارخانه در سال ۱۹۸۱ در شهر گوانتا در ونزوئلا و دومی در ۱۹۸۶ در شهر لاکرونا در اسپانیا تاسیس شد. در ۱۹۹۳ کالوو یک شرکت ایتالیایی به نام نوسترومو را خریداری کرد و محصول این کارخانه امروزه دومین محصول مرغوب در بازار ایتالیا است. در ۱۹۹۹ بخش تدارکات محصولات را در بسته‌بندی‌های آلومینیومی قابل انعطاف به بازار ارائه داد و این اقدام کالوو را به برترین شرکت منطقه تبدیل کرد. این شیوه بسیار بهداشتی‌تر، راحت‌تر و به‌صرفه‌تر بود و مخصوصا در مورد مشتریان حرفه‌ای مانند هتل‌ها، رستوران‌ها و شرکت‌های تهیه غذا بازده بسیار بالاتری داشت. در سال ۲۰۰۳ کالوو یک کارخانه کنسرو ماهی تن در السالوادور تاسیس کرد و در سال بعد از آن هم گومس دا کوستا را خریداری کرد. خرید این شرکت کالوو را به یکی از پنج شرکت بزرگ کنسرو‌سازی دنیا تبدیل کرد. در حال حاضر ما به یک تشکیلات جهانی می‌اندیشیم که بیش از ۶۰ سال سابقه دارد و در بیش از ۴۰ کشور دنیا به صورت خرده و عمده فروش می‌رود. ما محصول خوبی ارائه می‌دهیم و تمام امکانات لازم جهت پیشرفت و ترقی را نیز در اختیار داریم. هدف ما همان است که از ابتدای تاسیس شرکت هدف بوده است و آن بهترین بودن است. ما قصد داریم که فعالیتمان در بخش کنسرو ماهی تن را گسترش دهیم و همزمان به تولید محصولات متنوع نیز بپردازیم.
برای شرکت کالوو چه چیز موفقیت محسوب می‌شود؟
کالوو: در مورد شرکت ما فروش یا عدم فروش محصول در تسریع تصمیم‌گیری‌ها موثر است. ما همواره باید بدانیم که توانایی مالی شرکت چقدر است تا بتوانیم به امکانات مختلفی که پیش رویمان وجود دارد، بیندیشیم. به این ترتیب آینده شرکت –موضوعی که پیش‌تر تنها می‌باید در میان اعضای خانواده مطرح شده و در مورد آن بحث می‌شد- به دلایل مختلف، موضوع مباحث عمومی قرار گرفت. در این زمان بود که ما تصمیم گرفتیم، اجازه ندهیم به موضوع مورد بحث رسانه‌ها تبدیل شویم. در نتیجه تصمیمی را که پیش‌تر نیز آماده آن بودیم اتخاذ کردیم. یعنی انتقال مدیریت به نسل سوم خانواده که البته من معتقدم این کاری بود که به هر حال می‌باید انجام می‌شد. بدین ترتیب در سال
۲۰۰۶ چهار تن از اعضای جدید خانواده به همکاری در بخش مدیریت فرا خوانده شدند. من به عنوان مدیرعامل معرفی شدم.
آیا توافق خاصی در میان خانواده وجود دارد؟ اگر چنین است این توافق شامل چه چیزهایی می‌شود؟
کالوو: در سال
۲۰۰۳ توافقنامه‌ای را در میان اعضای خانواده امضا کردیم که به موجب آن و طبق توافق اعضا، اصول و قوانین در جهت ارتقای مدیریت تخصصی شرکت و نیز ارتقای سطح کیفی کلیه شعب وضع می‌شود. این توافقنامه بخش اجرایی را نیز شامل می‌شود، به عنوان مثال بخش واگذاری سهام و غیره. به عبارت دیگر این نوعی توافقنامه جامع و فراگیر در میان خانواده بود که توسط متخصصین امر طرح و آماده شده بود.
آیا یک انجمن خانوادگی در کالوو وجود دارد؟
کالوو: بله و این انجمن به عنوان محل اجتماع اعضا در توافقنامه ذکر شده است تا در آن مسائل مربوط به شرکت و خانواده را طرح و حل و فصل کنند، اما این مجمع ساختاری غیر‌رسمی دارد. هیچ سلسله مراتبی در آن وجود ندارد و صرفا جهت مشورت و اطلاع‌رسانی است و کارکرد اجرایی ندارد.
رابطه خانواده و شرکت به چه ترتیب است؟
کالوو: خانواده کالوو صاحب
۸/۷۷ درصد کل تشکیلات است. چند سال پیش، ما همچنین بخشی از سهام مربوط به شرکت‌های کایزانوآ، کاجا کاستیلا لا مانچا و کاجا برگوس را نیز خریداری کردیم. آنها در این مدت از ما به خوبی حمایت کرده‌اند و ما از اطمینان و صمیمیت ایشان بسیار تشکر می‌کنیم.
اعضای بخش اداری همگی از نسل دوم خانواده هستند. اندکی بیش از یک سال پیش چهار تن از نسل سومی‌ها نیز به شرکت پیوستند.
آیا نسل بعدی نیز آماده همکاری با شرکت هستند و کلا در حال حاضر چند نسل از خانواده در تشکیلات فعالیت دارند؟
کالوو: در حال حاضر دو نسل از خانواده با شرکت همکاری می‌کنند. نسل بعدی که نسل چهارم خانواده است برای کار کردن بسیار جوان است. عموی من خوزه لوئیز که رییس تشکیلات است و عموی دیگرم لوچیانو، از اعضای نسل دوم هستند که همچنان در بخش مدیریت گروه فعالیت دارند و عمه‌ام ماریا دولورس نیز در برخی جلسات حضور دارد.
به عنوان یک عضو از این تشکیلات فامیلی چه زمان‌هایی را به عنوان دشوارترین زمان‌ها به یاد دارید؟ و چگونه این مشکلات را پشت سر گذاشته‌اید؟
کالوو: ما سال‌های زیادی است که مشغول این کار هستیم و مطمئنا لحظات دشواری را پشت سر گذاشته‌ایم. مخصوصا در ابتدای کار زمانی که پدربزرگم تشکیلات را تاسیس کرد. آنچه از آن زمان‌ها می‌دانم چیزهایی است که عمویم برایم نقل کرده. او می‌گوید آن سال‌ها سال‌های بسیار دشواری برای پدرم بوده است، اما از آنجا که من به خاطر می‌آورم دشوارترین لحظات در زمان بحران اسپانیا در سال
۱۹۸۱ بود. بحرانی که به روغن دانه گیاهی مربوط می‌شد. هزاران نفر در اسپانیا به دلیل مصرف نوع تقلبی این روغن دچار مسمومیت شدند. من تقریبا ۱۲ ساله بودم؛ اما به خوبی به یاد دارم که تمام اعضای خانواده درگیر این بحران شده بودند. پس از آنکه دو سال هزینه زیادی صرف تبلیغات برای محصولات شده بود در عرض چند روز فروش کالا ۸۰ درصد افت کرده بود. وضعیت برای مدت کوتاهی این‌گونه بود و خیلی زود همه چیز به حالت عادی بازگشت. در واقع چند ماه بعد اوضاع حتی از پیش از بحران هم بهتر شد، زیرا در این مدت مصرف‌کنندگان محصولات ما را به عنوان محصولاتی سالم که می‌توان در مواقع خطر به آن اطمینان کرد، شناخته بودند و آمار فروش از آنچه پیش بینی شده بود هم فراتر رفت، اما با آنکه مدت زمان زیادی از آن بحران می‌گذرد، ما هنوز هم آن روزهای سخت را به خاطر داریم.
آیا به این فکر کرده‌اید که روزی مدیرعامل شرکت فردی غیر ‌از افراد خانواده باشد؟
کالوو: بله و از قضا من فکر می‌کنم که این کار خوبی است. خاویر لازکوز که از مدیران شرکت است، تجربیات بسیار وسیعی در زمینه مواد غذایی و توزیع و پخش آن دارد. بی‌شک او تجربیات بسیار ارزشمندی را در اختیار ما قرار می‌دهد. گذشته از این
۹۰ درصد پست‌های اجرایی شرکت از قبیل مدیر بازاریابی، مدیر مالی اداری، مدیر فروش و بسیاری دیگر توسط افرادی خارج از خانواده اداره می‌شوند.

منبع: دنیای اقتصاد

 

 



انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



  • تعداد کل: 15 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
.............................

    سایتهای مرتبط :


http://www.careers4retail.com
http://www.careeronestop.org
http://www.carrershelper.com
http://www.cipd.co.uk
http://www.acinet.org
http://titania.emeraldinsight.com
http://www.globalcareermgmt.com
http://www.careercertification.org
http://www.acpeople.com.au
http://www.assessment.com
http://www.bls.gov
http://www.citehr.com
http://www.howtowinatassessmentconters.com
http://www.1.hrsg.ca
https://secure.i-skillsuite.com
http://www.hrdconf.ir
http://www.irimc.com
http://www.cognitivebehavior.com
http://www.ilo.org
http://www.iphrd.com
http://www.sql.tic.ir
http://www.psc-cfp.gc.ca
http://papers.ssrn.com
http://www.swotanalysis-HRM.community.url
http://www.imi.ir
http://www.tfl.org
http://www.hrsdc.gc.ca
http://www.hrdconf.ir
http://online.onetcenter.org
http://www.onetcodeconnector.org
http://www.onetknowledgesite.com
http://www.careerclusters.org
http://www.mop.ir
http://www.nipc.net/tamin
http://www.niordc.ir
http://www.news.iies.org
http://www.hrd.nigc.ir
http://www.nioc.org
http://www.nioc_hrm.com
http://www.hrm.niordc.ir
http://www. put.ac.ir

http://www.cim.ca
http://www.insead.edu/home
http://www.meetingpointbelgium.be
http://www.jma.or.jp/en
http://www.imd.ch
http://www.amanet.org
http://www.mim.org.my
http://www.sim.edu.sg
http://www.ciim.ac.cy
http://www.mdi.ac.in
http://www.kaplanopenlearning.org.uk
http://www.tmtctata.com
http://www.london.edu
http://www.imi.ir
http://www.petrorahbaran.ir
http://www.alumni.net
http://www.hec.ca
http://www.kab.or.kr
http://www.humanresourcesiq.com
http://www.euromoneytraining.com
http://www.iqpc.com
http://www.lmi.org
http://www.ecasb.com
http://www.sid.ir
http://www.kish.ac.ir
http://www.smri.ir
http://www.iranayandehnegari.org
http://www.novinparsian.ir
http://www.ils.ir
http://www.detma.ir
http://www.imre.ir
http://www.ecasb.com
http://www.smtc.ac.ir
http://www.jma.or.jp/indexeng.html
http://www.mim.edu
http://www.usm.my
http://www.mapnp.org/library
http://www.modares.ac.ir/persian/otherlink/index.htm
http://www.change-management.net/chgmodel.htm
http://www.counseling.org
http://www.cmi-lmi.com

-------------------------------