تبلیغات
وب مدیریت منابع انسانی من - چرا این روزها همه از خصوصی‏سازی می‏گویند؟

چرا این روزها همه از خصوصی‏سازی می‏گویند؟

ارسال در تاریخ : سه شنبه 16 مرداد 1386   04:08 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

با پایان یافتن جنگ تحمیلی و بهبود اوضاع نسبی اجتماعی- اقتصادی، بسیاری از اقتصاددانان دلسوز كشور به رهبران سیاسی توصیه كردند كه هرچه زودتر به‏سوی `خصوصی‏سازی` اقتصاد حركت كرده و كنترل دولت بر اقتصاد را به حداقل ممكن كاهش دهند، اما این توصیة كارشناسی آن‏قدر به تأخیر افتاد تا رهبر نظام در خرداد 1384 و تیر 1385، درخصوص بندهای الف، ب و ج اصل 44 قانون اساسی، طی دو فرمان جداگانه به رؤسای سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت، خواستار واگذاری هشتاد درصد از سهام بنگاه‏های دولتی به بخش غیردولتی و شكستن انحصار دولتی شدند. در فصل سوم كتابی تحت عنوان `خصوصی‏سازی`پیش‏بینی كردم `....اما حدس علمی نگارنده، عدم اجرای صحیح فرمان مزبور از طرف مجریان مربوط و همچنان دولتی باقی ماندن اقتصاد ایران است.` البته هیچ‏گاه در آرزوی تحقق پیش‏بینی‏ام نبودم، اما متأسفانه به‏وقوع پیوست و رهبر انقلاب به‏ناچار در اواخر بهمن 1385، در دیدار مسؤلان و دست‏اندركاران اجرای سیاست‏های كلی اصل 44، اقدامات صورت‏گرفته برای اجرای این سیاست‏ها را رضایت‏بخش ندانسته و اضافه كردند كه: `بی‏توجهی به نقش سیاست‏های اصل 44 در ایجاد تحول عظیم اقتصادی در كشور ناشی شده یا به علت برداشت‏های مختلف و نرسیدن به یك درك مشترك در بخش‏ها و دستگاه‏های مختلف به‏وجود آمده است....برخی به دلیل مخالفت با شكوفایی اقتصادی و پیشرفت نظام اسلامی، با اجرای این سیاست‏ها مخالفند، این افراد كه عمدتاً از بیگانگان هستند تلاش می‏كنند با ضعیف نگه‏داشتن اقتصاد ایران، در مواقع لزوم، با اهرم اقتصادی به نظام اسلامی فشار وارد كنند..... بیشتر این مخالفان افرادی هستند كه با اجرای این سیاست‏ها، منافعشان قطع یا اختیارات مدیریتی آنان محدود خواهد شد.` هرچند نكات فراوانی را از لابلای سخنان مشارالیه می‏توان استخراج كرد، اما در این مجال كوتاه، تنها به برخی از آن‏ها بسنده می‏شود0 ایشان به `برداشت‏های مختلف و نرسیدن به یك درك مشترك` اشاره كردند كه مطلب كاملاً درستی است. در مطالب پیشین اشاره كرده‏ام كه نمی‏توان خصوصی‏سازی را توسط كسانی انجام داد كه از لحاظ نظری و ایدئولوژیكی مخالف آن‏ هستند ولی به‏صراحت اعلام نكرده و با برخوردهای سیاسی، تنها به‏دنبال گذران زمان و تعویق نتایج آن‏اند. كسانی‏كه به‏طور علنی، اقتصاد نئو-كلاسیك (اقتصاد لیبرالیسم) را به سخره گرفته و نظریه‏های آن‏را برنمی‏تابند، چگونه می‏توانند مجریان صدیقی برای خصوصی‏سازی باشند و دلایل آن‏را به‏روشنی برای جامعه توضیح دهند؟ اما دلایل خصوصی‏سازی چیست؟ برای خصوصی‏سازی دلایل متفاوتی ذكر شده است. شاخص‏ترین آن‏ها عملكرد ضعیف شركت‏های دولتی در مقایسه با بخش خصوصی است. به‏طور معمول مشاهده شده است كه شركت‏های دولتی به سبب پایین بودن بهره‏وری، هزینه‏های سنگینی را بر بودجة دولت تحمیل كرده و بار مالی دولت را افزایش می‏دهند. بنابراین یكی از راه‏های مؤثر كاهش كسری بودجة دولت، كاهش این هزینه‏ها توسط خصوصی‏سازی شركت‏های دولتی است0 با خصوصی‏سازی می‏توان كارایی آن‏دسته از دارایی‏هایی را كه در بخش دولتی به‏طور بهینه مورد استفاده قرار نمی‏گیرند و یا از بین می‏روند و هدر می‏شوند، افزایش داده و از اتلاف منابع ملی جلوگیری كرد و درنتیجه، كیفیت مدیریت منابع ملی، افزایش می‏یابند. عملكرد حیرت‏انگیز اقتصادی كشورهای شرق آسیا بر پایة اطمینان به عملكرد بخش خصوصی، ایجاد رقابت شدید میان بنگاه‏های اقتصادی، تكیه بر صادرات و تشویق سرمایه‏گذاری‏های خارجی، نشان می‏دهد كه با خصوصی‏سازی می‏توان به بازارهای خارجی، فناوری مطلوب با سرمایه و منابع مورد نیاز، دست پیدا كرد، علاوه بر این‏كه بازارهای سرمایه را نیز گسترش داد. شكست اقتصادهای برنامه‏ریزی‏شده و مالكیت دولتی در شوروی سابق، اروپای شرقی و.... ضرورت خصوصی‏سازی را خاطرنشان می‏سازد و اطمینان می‏دهد كه از این راه می‏توان پایة مالكیت بخش خصوصی را گسترش داد مطالعات نشان داده‏اند كه تجربة كشورهای اروپای شرقی كه برپایة توزیع سهام بنگاه‏های دولتی (معمولاً شركت‏های زیان‏ده و ناكارا كه نیاز به حمایت‏ها و سوبسیدهای فراوان دولتی بر باقی‏ماندن دارند) میان اقشار مختلف جامعه بوده است، با شكست مواجه شده و پس از مدت كوتاهی كه اقتصاد مجبور به پرداخت هزینه‏های هنگفتی می‏شود، دوباره آن‏ها در كنترل دولت درآمد. بنابراین برای خصوصی‏سازی موفق، باید نگرش‏ها اصلاح و از سازوكارهای صحیح خصوصی‏سازی استفاده كرد باید خاطرنشان كرد كه خصوصی‏سازی، به‏تنهایی یك هدف نیست، بلكه وسیله‏ای است برای رسیدن به اهدافی از قبیل: افزایش كارایی و رشد سریع‏تر اقتصادی. بنابراین افزایش كارایی تولیدی، كاهش دخالت‏های دولت در تصمیم‏گیری‏های اجرایی و رها كردن مسئولان دولتی از دخالت‏های بیش از اندازه در جزئیات كارهای اجرائی و در عوض، تمركز بر مسائل و سیاست‏هایی كه برای حیات ملی كشور ضروری‏اند، از منافع بسیار مهم خصوصی‏سازی به‏شمار می‏آیند دولت می‏تواند با خصوصی‏سازی شركت‏های دولتی، درآمدهای نقدی خود را افزایش داده، ضمن آن‏كه به درآمدهای جدید مالیاتی – كه درگذشته ایجاد و جمع‏آوری آن‏ها میسر نبود – دسترسی پیدا كند. همچنین با كاهش هزینه‏هایی كه قبل از خصوصی‏سازی، شركت‏های دولتی متحمل می‏شدند، كسری بودجه را كاهش دهد. بخش دولتی قبل از خصوصی‏سازی، به‏دلیل فشارهای سیاسی و اجتماعی مجبور به افزایش اشتغال از راه استخدام بی‏رویه و بدون ضابطة نیروی كار بود كه در بسیاری از مواقع مشاهده می‏شد كه بهره‏وری نهایی نیروی كار در این شرایط، منفی بوده است. خصوصی‏سازی می‏تواند منابع انسانی و مالی را تخصیص بهینه كند و نیروی كار مازاد را به طرف فعالیت‏های مولد اقتصادی سوق داده و همچنین فرصت‏های به‏وجودآمده برای فعالیت‏های فاسد را كاهش دهد بنابراین ایجاد شغل‏های مبتنی بر رشد، به‏جای خلق اشتغال كاذب، می‏تواند از نتایج خصوصی‏سازی محسوب شود. بنگاه‏های تولیدی خصوصی برای افزایش سوددهی و رقابت با دیگران، تلاش فراوان به‏عمل می‏آورند تا به فنون مدیریت علمی، فناوری پیشرفته و منابع مالی جدید برای سرمایه‏گذاری‏های آتی دسترسی پیدا كنند. ضمن آن‏كه درصدد افزایش كیفیت محصولات، افزایش صادرات و بهبود ارائة خدمات و جلب رضایت مشتریان نیز هستند. در چنین شرایطی است كه تولید و تجارت از فضای اطمینان‏بخشی برخوردار خواهد شد و سرمایه‏هایی كه درگذشته از كشور خارج شده بودند، دوباره به كشور برمی‏گردند و كشور می‏تواند از منابع و پس‏اندازهای خارجی نیز بهره‏مند شود. نكتة حایز اهمیت آن‏است كه بسیاری از كارگزاران خصوصی‏سازی حتی در ارایة تعریف دقیقی از آن، با مشكل مواجه‏اند خصوصی‏سازی در شكل ظاهری عبارت است از فرایندی كه طی آن وظایف و تأسیسات بخش دولتی در هر سطحی به بخش خصوصی انتقال داده می‏شود. اما خصوصی‏سازی در مفهوم حقیقی به اشاعة فرهنگی در كلیة سطوح جامعه، اطلاق می‏‏شود كه دستگاه قانونگذاری، قوای قضائیه و مجریه و تمامی آحاد یك كشور `باور` كنند كه `كار مردم` را باید به `مردم` واگذاشت؛ یعنی مردم بدون دخالت دولت ملزم به انجام وظایف و مسئولیت‏های مربوط به جامعة خود هستند و هیچ نهاد و قدرتی نمی‏تواند آنها را از انجام مسئولیت‏های‏شان بازدارد. همان‏طوركه گفته شد، `خصوصی‏سازی` را به‏عبارتی می‏توان استفادة بهینه از منابع كمیاب برای افزایش بهره‏وری تعریف كرد. خصوصی‏سازی تنها به معنای انتقال ظاهری و اعتباری مایملك دولتی به بخش غیردولتی نیست كه البته این فرایند همیشه و در هر شرایط از طرف دولت می‏تواند برگشت‏پذیر باشد. چنانچه كلیت نظام اقتصادی جامعه مبتنی بر اراده و شعور مردم باشد كه به‏موجب آن برای مردم حق تصرف و مالكیت در عوامل تولید، دارایی، محصول، پورتفولیو و مواردی نظایر آن ایجاد كند، خصوصی‏سازی موفق و واقعی، محقق شده است بنابراین تا زمانی‏كه تعابیر مذكور از خصوصی‏سازی در باور یك جامعه `حك` نشده باشد، به فرض آنكه خصوصی‏سازی در شكل ظاهری خود هم محقق شود، اما هیچ تضمینی برای استمرار و پایداری آن وجود نخواهد داشت. تعبیر جدید مؤسسات بین‏المللی كه در فرایند خصوصی‏سازی كشورها مشاركت می‏كنند، عبارت است از ((مردم را در فعالیت‏های اقتصادی مسئول كنیم.)) همچنین خصوصی‏سازی، فرصتی استثنایی برای ساختار سیاسی كشور فراهم می‏كند تا مردم نسبت به تصمیمات رهبران سیاسی، حساسیت نشان دهند و در صحنه‏های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و.... مشاركت فعال داشته باشند. گسترش پایة مالكیت دارایی‏های مولد، موجب تقویت بنیان آزادی‏های سیاسی در جامعه خواهد شد. ((مردمی كردن سرمایه)) از راه خصوصی‏سازی، به ثبات اقتصادی كمك می‏كند و برای نظام بازار و بخش خصوصی حمایت‏های جدیدی ایجاد می‏كند شایان ذكر است كه هدف گسترش مالكیت شركت‏های دولتی نباید ما را از هدف مهم‏تر خصوصی‏سازی كه همانا افزایش بهره‏وری و كارایی منابع انسانی و مادی جامعه است، غافل كند خارج از مسائل نظری، در بسیاری از كشورهای درحال توسعه، در عمل مشاهده شده است كه خصوصی‏سازی ((فرایند سیاسی)) است. كارگزاران و عناصر سیاسی با توسل به شكل ظاهری خصوصی‏سازی، قصد رسیدن به مقاصد آنی خود را دارند و بعد از دست‏یافتن به اهداف مورد نظرشان، ممكن است به‏طور كامل خلاف شعارهای قبلی خود عمل كنند و برای استیلای بیشتر سلطة خود بر اقتصاد، با تعابیر ناصحیح، شخصی و سلیقه‏ای از ارزش‏های عقیدتی و ملی جامعه، اقتصاد دولتی و برنامه‏ریزی شده را تحمیل كنند. بنابراین همان‏طور كه رهبر نظام به‏درستی اشاره كردند: `بیشتر این مخالفان افرادی هستند كه با اجرای این سیاست‏ها، منافعشان قطع یا اختیارات مدیریتی آنان محدود خواهد شد.` پس نباید انجام خصوصی‏سازی به‏ آن‏ها واگذار شود، كسانی‏كه از لحاط ایدئولوژیكی مدافع سرسخت اقتصاد دولتی و اشتراكی‏اند هرگز نمی‏توانند به اصول خصوصی‏سازی وفادار بمانند و البته به آن خیانت خواهند كرد. باید ترسید از روزی كه دشمنان خصوصی‏سازی را `سینه‏چاكان` آن ببینیم كه به‏ظاهر، فرمان رهبر را لبیك گفته‏اند و در شعار، هیچ امری را مهم‏تر از آن به‏حساب نمی‏آورند ولی در عمل نعل وارونه می‏زنند و با نقشه‏ای ازپیش طراحی شده، جلوی حركت آن ایستاده و مخالفانشان را هم با سخیف‏ترین روش‏ها از پیش‏رو برمی‏دارند اعتقاد علمی نگارنده آنست كه اكثر كسانی‏كه درحال حاضر مسئول انجام چنین امر خطیری شده‏اند، توانایی انجام بهینة آن‏را ندارند و ده‏ها هشدار و تذكار حتی از سوی رهبر نظام، آن‏ها را وادار به انجام واقعی خصوصی‏سازی نخواهد كرد؛ هرچند اعتقاد علمی اكثر صاحب‏نظران اقتصادی مبتنی بر این واقعیت است كه: در شرایط ذهنی و عملی كنونی جامعه، خصوصی‏سازی اصلاً امكان‏پذیر نبوده و بیشتر شبیه `زنگ خلوت` اقتصاد و `طنزی` برای انبساط روحیة خستة كارگزاران و بنگاه‏های اقتصادی و دادن آرامش به شرایط حاد كنونی‏ست. نباید اجازه داد كه دفاع بد و غلط از خصوصی‏سازی كه این روزها رواج بسیار پیدا كرده است، مخالفان آن‏را به سینة تاریخ اقتصاد ایران بسپارند كه اگر چنین شود، باید شاهد پسرفت شدید جامعه و اقتصاد در ابعاد گوناگون باشیم. ولی درهر صورت لازم است در مدیریت انسانی اجرای خصوصی‏سازی، تجدیدنظر اساسی و اصولی به‏عمل آید اگر واقعاً به‏دنبال `شكوفایی اقتصادی و پیشرفت نظام اسلامی` هستیم تا تجربة دو دهة گذشته، در دهه‏های آینده دوباره تكرار نشوند0 "دکتر علی رضا رحیمی بروجردی"

http://www.advarnews.us/economy/4032.aspx



انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



.............................

    سایتهای مرتبط :


http://www.careers4retail.com
http://www.careeronestop.org
http://www.carrershelper.com
http://www.cipd.co.uk
http://www.acinet.org
http://titania.emeraldinsight.com
http://www.globalcareermgmt.com
http://www.careercertification.org
http://www.acpeople.com.au
http://www.assessment.com
http://www.bls.gov
http://www.citehr.com
http://www.howtowinatassessmentconters.com
http://www.1.hrsg.ca
https://secure.i-skillsuite.com
http://www.hrdconf.ir
http://www.irimc.com
http://www.cognitivebehavior.com
http://www.ilo.org
http://www.iphrd.com
http://www.sql.tic.ir
http://www.psc-cfp.gc.ca
http://papers.ssrn.com
http://www.swotanalysis-HRM.community.url
http://www.imi.ir
http://www.tfl.org
http://www.hrsdc.gc.ca
http://www.hrdconf.ir
http://online.onetcenter.org
http://www.onetcodeconnector.org
http://www.onetknowledgesite.com
http://www.careerclusters.org
http://www.mop.ir
http://www.nipc.net/tamin
http://www.niordc.ir
http://www.news.iies.org
http://www.hrd.nigc.ir
http://www.nioc.org
http://www.nioc_hrm.com
http://www.hrm.niordc.ir
http://www. put.ac.ir

http://www.cim.ca
http://www.insead.edu/home
http://www.meetingpointbelgium.be
http://www.jma.or.jp/en
http://www.imd.ch
http://www.amanet.org
http://www.mim.org.my
http://www.sim.edu.sg
http://www.ciim.ac.cy
http://www.mdi.ac.in
http://www.kaplanopenlearning.org.uk
http://www.tmtctata.com
http://www.london.edu
http://www.imi.ir
http://www.petrorahbaran.ir
http://www.alumni.net
http://www.hec.ca
http://www.kab.or.kr
http://www.humanresourcesiq.com
http://www.euromoneytraining.com
http://www.iqpc.com
http://www.lmi.org
http://www.ecasb.com
http://www.sid.ir
http://www.kish.ac.ir
http://www.smri.ir
http://www.iranayandehnegari.org
http://www.novinparsian.ir
http://www.ils.ir
http://www.detma.ir
http://www.imre.ir
http://www.ecasb.com
http://www.smtc.ac.ir
http://www.jma.or.jp/indexeng.html
http://www.mim.edu
http://www.usm.my
http://www.mapnp.org/library
http://www.modares.ac.ir/persian/otherlink/index.htm
http://www.change-management.net/chgmodel.htm
http://www.counseling.org
http://www.cmi-lmi.com

-------------------------------