تبلیغات
وب مدیریت منابع انسانی من - اثرات اجرای اصل ۴۴ بر صنعت نفت-۱

اثرات اجرای اصل ۴۴ بر صنعت نفت-۱

ارسال در تاریخ : سه شنبه 16 مرداد 1386   04:08 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

محمد نجف‌زاده ۱۵ خرداد ۱۳۸۶ 

اگر كارمند یكی از شركتهای زیرمجموعه صنعت نفت هستید این نوشتار را با دقت بیشتری مطالعه كنید. گمان می‌كنید كه در فروردین‌ماه 1390 در چه شركتی به كار مشغول خواهید بود؟ كافی است كمی گوش خود را تیز كنید تا صدای امواج سهمگین یك سونامی كه تمامی ساختارهای قدیمی صنعت نفت را در هم خواهد شكست، بشنوید؛ در یك كلام باید گفت كه تغییرات بسیار گسترده‌ای در راه است. باور كنید در طی چهار سال آینده این صنعت به اندازه چهل سال دچار تغییر و تحول خواهد داد. انقلابی دیگر در راه است در دهه 1350 هجری، كشور ما برای رهایی از چنگال حكومتی استبدادی و ایجاد یك مردمسالاری دینی انتخابی به جز یك انقلاب عظیم سیاسی در پیش رو نداشت؛ امروز نیز كشور ما برای توسعه اقتصادی و ورود به رقابتهای بین‌المللی و تحقق اهداف چشم‌انداز بیست ساله، نیازمند یك انقلاب عظیم دیگر در عرصه اقتصاد است. برای استفاده از عنوان «انقلاب» نگارنده را سرزنش نكنید این دقیقاً همان تعبیری است كه مقام معظم رهبری (مدظله) در ترسیم تحولات آینده بیان فرموده‌اند. واقعیت این است كه ما اگر بخواهیم با سرعت كنونی به رشد اقتصادی خود ادامه دهیم در پایان برنامه چشم‌انداز، یعنی بیست سال دیگر، حتی جایگاه فعلی خود را در میان همسایگان نخواهیم داشت چه رسد به آنكه درصدد تبدیل شدن به قدرت اول منطقه باشیم. تفاوت انقلاب سیاسی و اقتصادی در آن است كه اولی نیازمند مبارزه مردم با حاكمان است و دومی نیازمند وحدت و همدلی میان آحاد جامعه با زمامداران. ادامه مسیر گذشته ما را به هیچ كجا نخواهد رسانید اگر بخواهیم در جهان امروز به جایگاهی كه شایسته آن هستیم برسیم و از هویت ملی خود كه یادآور تمدنی عظیم و باستانی است دفاع كنیم و اگر بخواهیم به ام‌القرای جهان اسلام تبدیل شویم ناگزیر از ایجاد انقلابی دیگر در عرصه اقتصاد هستیم. بررسی و معرفی ابعاد مختلف این انقلاب از حوصله این نوشتار خارج است اما به برخی از مؤلفه‌های آن اشاره خواهیم نمود: 1- گذر از اقتصاد بیش از حد دولتی به اقتصادی تا حدودی دولتی منبع اصلی و سرمایه اساسی صنعت نفت، داراییهای فیزیكی نیست بلكه در واقع نیروی انسانی كارآمد وجه ممیز این صنعت است. ضروری است تا تأثیرات هرگونه واگذاری بر روی نیروی انسانی به صورت دقیق مورد مطالعه قرار گیرد. اگر اصول 43 و 44 قانون اساسی را بار دیگر مورد مطالعه قرار دهیم بر تیزبینی و هوشمندی تدوین كنندگان آن آفرین خواهیم گفت. بر اساس اصل 44 قانون اساسی، نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران برپایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی استوار است. در طی دهه‌های اخیر آنچه در اقتصاد ایران بسط و توسعه یافته، بخش دولتی بوده است و دو بخش دیگر علیرغم همه شعارهای طرح شده، به حاشیه رانده شده‌اند. دولت به دلیل مشكلات سیاسی و اجتماعی، در طی دهه‌های 60 و 70 مداخله بسیار گسترده‌ای در تمامی حوزه‌های اقتصادی از تولید مربای هویچ فرنگی تا تولید پیكان و موشك شهاب 3 به عمل آورده است. نتیجه این توسعه خارق‌العاده، افزایش غیر قابل توجیه هزینه‌های عمومی كشور، تولید محصولات فاقد كیفیت، كاهش توان رقابت در بازارهای بین‌المللی، آسیب‌پذیر شدن كشور در مقابل تحریمهای جهانی و ... بوده است. نظریات علمی و تجارب جهانی، مداخله دولت را تنها در اموری مجاز می‌شمرد كه بخش خصوصی انگیزه‌ای برای ورود به آن ندارد؛ همانند ایجاد زیرساختها، برقراری امنیت، دفاع از مرزها، استقرار نظام قضایی عدالت گستر و .... . 2- كنار كشیدن بخش دولتی به نفع بخش غیر دولتی سند چشم‌انداز توسعه كه مسیر بیست سال آینده كشور را ترسیم می‌نماید و باید حاكم بر تمامی برنامه‌های توسعه كشور باشد نه تنها از این پس، توسعه بخش دولتی را مجاز نمی‌شمرد كه دولت را ملزم به واگذاری بخشهایی از فعالیتهای خود به دو بخش دیگر می‌كند. از سوی دیگر، ابلاغ سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی به ویژه بند (ج) آن، روند خصوصی‌سازی در کشور را وارد مسیر جدیدی نموده است. تا پیش از صدور این ابلاغیه، تفسیر موجود از اصل 44 قانون اساسی اجازه ورود بخش غیر دولتی را به بسیاری از حوزه‌های كلان كشور نمی‌داد. در بخشی از ابلاغیه سیاستهای ذیل بند ج اصل 44 قانون اساسی آمده است: «واگذاری 80 درصد از سهام بنگاه‌های دولتی مشمول صدر اصل 44 به بخشهای خصوصی، شركتهای تعاونی، سهامی عام و بنگاه‌های عمومی غیر دولتی به شرح ذیل مجاز است .... » خودتان تصور نمایید كه پس از اجرای كامل این سیاستها كه شاید زمانی بیش از 5 سال به طول نینجامد، تصدی‌گری دولت در صنعت نفت تا چه اندازه كم خواهد گردید و چه تغییرات عمیقی در این صنعت روی خواهد داد. بنیادهای سنتی فرو خواهد ریخت از زمان ملی شدن صنعت نفت تاكنون، یعنی در طی پنجاه سال اخیر، وابستگی متقابلی بین این صنعت و دولت وجود داشته است. یعنی از یكسو دولت برای تأمین مخارج خود نیازمند صنعت نفت به عنوان منبع اصلی درآمدی كشور بوده و از دیگرسو این صنعت در تمامی ابعاد، دولتی گردیده است. برای صنعتی كه تا این حد وابسته به دولت بوده، ورود به مسیری جدید یعنی غیر دولتی شدن تا حدودی دشوار به نظر می‌رسد و این جدایی موجب ایجاد تغییرات اساسی در بنیان این صنعت خواهد شد. به عنوان نمونه به برخی از ابعاد این تغییرات اشاره می‌شود: 1- خلاء رسمیت: یكی از ابعاد ساختاری سازمانها حد اتكای آنها به قوانین، مقررات، رویه‌ها و دستورالعملها می‌باشد كه از آن به رسمی‌سازی (Formalization)تعبیر می‌شود. در كشور ما پس از ارتش، شاید هیچ سازمانی را نتوان پیدا نمود كه همانند صنعت نفت تا این حد ساختاری رسمی پیدا كرده باشد. البته اداره مجموعه‌ای عظیم با فعالیتهای عملیاتی دقیق به صورتی منظم و قابل كنترل، جز با اتكای به رسمی‌سازی میسر نبوده است. صنعت نفت بر اساس حجم گسترده‌ای از آیین‌نامه‌ها و دستورالعملهایی اداره گردیده كه توسط بالاترین مقامهای اجرایی صنعت تدوین یا تصویب شده است. به عنوان نمونه می‌توان به آیین‌نامه استخدامی، آیین‌نامه معاملاتی، دستورالعملهای گسترده و فراوان مالی و تداركاتی، تدوین استانداردهای گسترده برای تضمین كیفیت كالا و خدمات و ..... اشاره نمود. پس از تغییر در مالكیت این صنعت از دولتی به غیر دولتی، حاكمیت مقررات دولتی در آنها ابعاد جدیدی خواهد یافت و این صنعت آزادی عمل بسیار گسترده‌ای پیدا خواهد نمود. همچنین این بخش، دیگر الزامی به تبعیت از صدها ماده و تبصره كه به صورت روزانه و ماهانه برای بخش دولتی تدوین و تنظیم می‌گردد نخواهد داشت و در نظامهای استخدامی، مالی و معاملاتی و ... ملزم به دنباله‌روی بخش دولتی نخواهد بود. پس از انجام تغییرات مذكور، این شركتها تابع مصوبات مجمع عمومی سهامداران جدید خود كه فقط بیست درصد آنان دولتی هستند خواهند بود. 2- حاكمیت قانون تجارت: در حال حاضر تمامی شركتهای دولتی، تابع اساسنامه مصوب مجلس شورای اسلامی و در برخی موارد بر اساس مجوز مجلس، تابع اساسنامه مصوب مجمع عمومی خود هستند. با تغییر در مالكیت این شركتها، اساسنامه آنها منطبق با قانون تجارت اصلاح خواهد گردید. 3- تبعیت از ارزشهای بازار: بخش خصوصی در فضایی رقابتی بسر می‌برد كه بقای آن در گرو پایبندی به ارزشهایی همانند كارآیی، بهره‌وری و اثربخشی است؛ حال آنكه بخش دولتی می‌تواند بدون داشتن این ارزشها به بقای خود ادامه دهد. دلیل این امر به اتكای بخش دولتی به درآمدهای نفتی و مالیاتی باز می‌گردد. در كشور ما فقط كارمند یك اداره دولتی می‌تواند با انجام صرفاً نیم ساعت كار مفید در طول روز، حقوق كامل دریافت نماید و طلبكار كارفرمای خود نیز باشد. با تبدیل شركتهای دولتی به بنگاه‌های غیردولتی، دیگر خبری از حمایتهای بی‌حد و حصر دولت نخواهد بود و این شركتها فقط با افزایش كارآیی و اثربخشی می‌توانند به بقا و فعالیت خود ادامه دهند. كاركنان شركتهای مزبور نیز باید خود را برای حجم بیشتر و متنوع‌تری از فعالیتها آماده كنند و دیگر سخن از امنیت شغلی به شكل فعلی به ویژه برای كاركنان ناكارآمد نخواهد بود. باید نگران چه باشیم؟ یك سؤال مهم كه باید به آن پاسخ گفت اینكه: «آیا غیر دولتی شدن شركتهای زیرمجموعه صنعت نفت برای كاركنان این شركتها نگران كننده است؟» در صورت مثبت بودن پاسخ، این نگرانیها كدامست؟ پس از تغییر در مالكیت این صنعت از دولتی به غیر دولتی، حاكمیت مقررات دولتی در آنها ابعاد جدیدی خواهد یافت و این صنعت آزادی عمل بسیار گسترده‌ای پیدا خواهد نمود.

http://www.alef.ir/content/view/10362



انتخاب شده توسط:اصغرحسنی



.............................

    سایتهای مرتبط :


http://www.careers4retail.com
http://www.careeronestop.org
http://www.carrershelper.com
http://www.cipd.co.uk
http://www.acinet.org
http://titania.emeraldinsight.com
http://www.globalcareermgmt.com
http://www.careercertification.org
http://www.acpeople.com.au
http://www.assessment.com
http://www.bls.gov
http://www.citehr.com
http://www.howtowinatassessmentconters.com
http://www.1.hrsg.ca
https://secure.i-skillsuite.com
http://www.hrdconf.ir
http://www.irimc.com
http://www.cognitivebehavior.com
http://www.ilo.org
http://www.iphrd.com
http://www.sql.tic.ir
http://www.psc-cfp.gc.ca
http://papers.ssrn.com
http://www.swotanalysis-HRM.community.url
http://www.imi.ir
http://www.tfl.org
http://www.hrsdc.gc.ca
http://www.hrdconf.ir
http://online.onetcenter.org
http://www.onetcodeconnector.org
http://www.onetknowledgesite.com
http://www.careerclusters.org
http://www.mop.ir
http://www.nipc.net/tamin
http://www.niordc.ir
http://www.news.iies.org
http://www.hrd.nigc.ir
http://www.nioc.org
http://www.nioc_hrm.com
http://www.hrm.niordc.ir
http://www. put.ac.ir

http://www.cim.ca
http://www.insead.edu/home
http://www.meetingpointbelgium.be
http://www.jma.or.jp/en
http://www.imd.ch
http://www.amanet.org
http://www.mim.org.my
http://www.sim.edu.sg
http://www.ciim.ac.cy
http://www.mdi.ac.in
http://www.kaplanopenlearning.org.uk
http://www.tmtctata.com
http://www.london.edu
http://www.imi.ir
http://www.petrorahbaran.ir
http://www.alumni.net
http://www.hec.ca
http://www.kab.or.kr
http://www.humanresourcesiq.com
http://www.euromoneytraining.com
http://www.iqpc.com
http://www.lmi.org
http://www.ecasb.com
http://www.sid.ir
http://www.kish.ac.ir
http://www.smri.ir
http://www.iranayandehnegari.org
http://www.novinparsian.ir
http://www.ils.ir
http://www.detma.ir
http://www.imre.ir
http://www.ecasb.com
http://www.smtc.ac.ir
http://www.jma.or.jp/indexeng.html
http://www.mim.edu
http://www.usm.my
http://www.mapnp.org/library
http://www.modares.ac.ir/persian/otherlink/index.htm
http://www.change-management.net/chgmodel.htm
http://www.counseling.org
http://www.cmi-lmi.com

-------------------------------